دختر آریایی
دوست دارم دوست داشتنی باشه...
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

شیطانفکر میکنین خون آشام چه شکلیه؟؟!!؟؟شیطان

اون نه یه هیولاست نه یه روح درواقع یه جسد زنده ست.مرده ای که مرتبا" از قبرش بیرون میاد واسه کشتن و خوردن خون آدما!!با گاز گرفتن گردن و مکیدن خون بدن خیلی حال میکنه...!!!

میتونه شبیه موش یا گرگ یا خفاش هم بشه...جسدیه که همه اعضای بدنش سالمه..اصولا" پوست بدنش سفیده و به نور آفتاب حساسه و وقتی زیر نور آفتاب میره پوستش مثله الماس میدرخشه...ناخن هاش بلنده ولی نه خیلی زیاد و اصولا" دندونای نیشش یه کمی بزرگن...چشماش خیره و تشنه خون هستن..فقط شب ها میاد دنبال خوراکش...

تنها راه ازبین بردنش اینه که سرشو از بدنش جدا کنین و جسدشو بسوزونین...پس خیلی مواظب خودتون باشین....!!!

وای چقدر حالم خوب نیستناراحت.... آخه یه کمی زیاد میترسمنگران !!!!توصیه میکنم این پست رو شب نخونین البتهاگه مثله منین...!!!! 

نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

چقدر همه چیز زود تموم میشه...البته این بیشتر نشون میده که روزای عمرمون داره به سرعت نور میگذره پس چقدر خوبه که بهترین خاطره ها رو به جا بذاریم...

3 سال پیش در تاریخ 1/7/1385 شدم دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی استان لرستان شهر خرم آباد!!واقعا" تو آسمونا بودم

!!!!!

کلی واسه خودم احساس میکردم بزرگ شدم!اولین روزی که رفتم تو خوابگاه خیلی هیجان زده بودم!ولی وقتی خانوادم منو گذاشتن و رفتن تمومه هیجانم پودر شد رفت تو هوا!اون شب تا صبح گریه کردم ...

...

بعد 3 سال در تاریخ 24/10/88 درسم تموم شد و واسه همیشه از خرم آباد و خاطره های قشنگ خوابگاه خدافظی کردم ولی بازم با گریه و به یاد همه روزای تلخ و شیرین.....ولی خدافظی که آخر همه چیز نیست باید به یه زندگی و شروع جدید فکر کرد

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

ناراحتدوستان گلم به دلایلی تا اطلاع ثانوی تعطیله  و نمیتونم در خدمتتون باشم.

نوشته شده در تاريخ شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

وقتی 1 دختر عروس میشه چون خیلی "خوشحال" میشه سر سفره عقد از زور هیجان با توجه به ذات و ریشه خودش "بله" رو میگه و واسه همیشه آقا داماد رو به خوشبختی میرسونهچشمک

انواع "بله" گفتن عروس خانوما:

1-عروس نرمال:با اجازه بزرگترا "بله" (و به راحتی قال قضیه کنده میشه!!!)

2-عروس لوس:با اجازه بزرگترا "بع....................له"(و جون آدم رو به لبش میاره!!)

3-عروس خیلی مودب:با اجازه پدر-مادر-خواهر-برادر-دائی-عمو-خاله-عمه-آقا بزرگ خدا بیامرز-..........................(چون خیلی اجازه گرفتنش طول میکشه آخرش یادش میره بگه بله و مجبوره دوباره از اول اجازه بگیره!!)

4-عروس فرنگ رفته:با پرمیشن گریت ترهای فمیلی......"یس"

5-عروس خجالتی:اوووووهوووووم(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

6-عروس پاچه ور مالیده:به کوریه چشم همه فک و فامیل شوهر و مخصوصا" مادر شوهر....."آره"(چه داماد سفید بختی!!)

7-عروس داش مشتی:با رخصت از بروبکس ما که پایه ایم(!!!!!!!!)

8-عروس مومن:(پس از قرائت آیاتی از حفظ)....نعم

در آخر قابل توجه آقایون که تمام مطالب فوق جنبه شوخی داشته و هیچ ارزش واقعی ندارد پس لطفا" سعی در ایجاد اختشاش نکنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

پرسشی رو در ذهنم مطرح میکنم-چشمامو میبندم-کتاب رو باز میکنم-نیت میکنم صفحه سمت چپ رو بخونم یا سمت راست-همیشه هم پاسخم رو میگیرم.

شک منو به تردید تبدیل میکنه-تمام مطالب کتاب میتونه درست باشه ولی درست یا غلط بودن رو این کتاب تعیین نمیکنه-من تنها کسی هستم که مسولم و میتونم بگم چی واسم درسته و چی غلط..

اشتباه نکنین!!!منظورم فال حافظ نیست.منظورم این  کتاب: یادداشت های مرد فرزانه اثر جاویدان ریچارد باخ.

نمیخوام منکر حافظ بشم ولی انقدر با این کتاب اخت شدم که وقتی صفحه هاشو ورق میزنم همینو بگم که دیوووووونش میشم.

باید خوب بتونی درکش کنی و بفهمیش.باید حسش کنی و بهش ایمان داشته باشی.

توصیه میکنم این کتاب رو بگیری و هر گاه میخواهی بازش کن و به زمزمه هاش با تمام وجودت گوش بده.

اول پیشاپیش معذرت واسه اینهمه تاخیر تو آپ کردن....باور کنین از وقتی اومدم خرم آباد یعنی همون محل تحصیلاتمگریه همه چی قاطی شده.

دلمون خوش بود دانشگاه سراسری روزانه قبول شدیم کلی مهمونی دادیم ذوق از خودمون در کردیم غافل از اینکه امکاناتش سر به فلک میزنه!!!!!!!

آخه چرا به ما اهمیت نمیدن؟!!!!گریهخوابگاه اون سر شهره دانشگاه این سره شهره!!!غذاها که وحشتناکه باور کنین تو این 3سال و نیم هرچی مریضی بود من گرفتم!!!!

خوابگاهم که قربونش برم فقط و با تاکید میگم که فقط به درد خوابیدن میخوره!!!

وای چقد آروم شدم یه کم درد دل کردم!!!!سعی میکنم زودتر بهتون سر بزنم دوستای گلمنیشخند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢ مهر ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

باز آمد بوی ماه دانشگاه***بوی بازی های راه دانشگاه***بوی ماه مهر ماه مهربان***بوی شادی های راه  دانشگاههوراهوراهورا

چقدر زود تعطیلات توپ تابستون تموم شد و جاشو داد به مهر ماه!!!ناراحت!!

یادش بخیر کوچولو که بودیم (منظورم تا قبل دانشگاه) کلی واسه مهر ماه و مدرسه رفتن از خودمون ذوق در میکردیمهورا

ولی برعکس از وقتی دانشگاه شروع شد کلی از اون ذوق کم شدهسوالتو این 7ترمی که میرم دانشگاه همیشه از هفته دوم میرم به سوی علم و دانش.خوب از هفته اول مخصوصا" روز اول مهر بدم میاد دیگه!!!مگه زوره!!!چشمک

خوب نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸ توسط الهه تاج زاده | پيام هاي ديگران()

هینجوری داشتم تو سایت ها دور میزدم که یه دفعه به یه چیز جالب برخوردمچشمکخیلی خوشم اومد واسه همین آوردمش اینجا تا دوستای گلم ازش بی نصیب نموننچشمک

شما میتونین به کمک قاعده زیر اسمتونو به  ژاپنی پیدا کنیننیشخند

A=ka***B=tu***C=mi***D=te***E=ku***F=lu***

G=ji***H=ri***I=ki***J=zu***K=me***L=ta***

M=rin***N=to***O=mo***P=no***Q=ke***R=shi

S=ari***T=s***U=do***V=ru***W=mei***X=na

Y=fu***Z=zi

مثلا" ELAHE میشه این: kutakarikuخندهقهقهه